خرید بک لینک

ماجراهای مامان و رامتین

خدای مهربون یک پسر ناز وعزیز رو13 آبان به ما هدیه داد ومن وهمسری بابت این نعمت کلی شکرگزارش هستیم

حس مبهم عجیب

الان دارم از خونه مامان برمیگردم

مسخره است ییهو زدم کنارخیابان و دارم مینویسم

حس عجیب و مبهم و پر از ترس

آنی که یکسره میگفت رامتین رو بفرست بره فرانسه یاد بگیره و بعدش تاقبل از ۱۸ امتحان بده سطح Bرو داشته باشه پذیرش زبان بگیره بعداز شش ماه هر دانشگاه که خواست بره

خودنمایی ویزا بگیره بیا بعد دیگه بمونید و پروسه بره تو پ ن اهن دگ ی

الان مذاکره برای تصمیم آخره

اگه شرایط اینطور باشه که اصلا تو دانشگاه گاههای خوب امنیت نیست

اگه نباشه که اونوقت درس خوندن اینقده سخت نیست

اینقده دلشوره و استرس گرفتم

که حد نداره

همونقدر که زدم بغل تا بنویسم

برچسب: نویسنده: آرین اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 0:48

صفحه بندی