
الان ساعت دو نیم ظهر هست و باید بروم پسر رو از مدرسه بیارمدیروز مدرسه نرفت شب قبل دیروز یک دعوای اساسیای کردیمپسر بزرگ شده و استقلال میخواد و منم منم گفتن و دوست ندارم و دلم نمیخوادگفتنهاش راباید کجای دلم بزارمازآنان دلتنگ چندسال دیگش هستم که مثله باد زود میاد و به خودم بدوبیراه میگم کهمهمونت بزودی میره تحمل و صبر داشته باش بهش عشق بدهفردا ۱۷ بهمن هست و بیست سالی شد که من خونه و زندگی مستقل خودم رو دارمحس عجیبیه....همش فکر میکردم اتفاق خوبی باید بیوفته کلر خاصی باید کنم ...اما امروز و فردا مثله ...
ادامه مطلب